تبليغاتX
::. بهترین عکسها و شعرهای عاشقانه .::

بهترین عکسها و شعرهای عاشقانه

: منوی اصلی

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ

: نوشته های پیشین

آذر 1387
آبان 1387

: پیوندها


.:: رشیدا ::.

.::عضو یت رایگان = پول ::.

لینکهای مفید




.:: معرفی سه سیستم کسب درآمد با عضویت رایگان ودر آمد واقعا بالاااااا.... حتما کلیک کن ::.

.::جدید ترین سی دی های حوادث واقعی در جهان ::.

.::سيدی مستند های کامل از بزرگ ترين جادوگر جهان ::.

.::سيدی مستدهایی واقعی از سرگذشت ارواح پس از مرگ ! ::.

.::زبان را در حالت خواب بياموزيد (100٪ علمي و تضميني) ::.

.::سيدی مستدهایی از ابتذال در سينمای ايران ! ::.

.::آموزش زبان انگليسی در خواب ! کاملا علمی و تضمينی و اثبات شده در ايران ! ::.

.::ژورنال لباس 2007 واسه خانم هاي ايراني ! ::.

.::موبايل بازا بيان جديد ترين سيدی های موبايل رو ببينن ! ::.

.::مستندات صوتی تصويری از مشاهده اوراح و جن ها . بسيار ترسناک کليک نکن ! ::.

.::شرکت و شغل خود را در بزرگترين سايت نيازمنديها رايگان معرفی کنيد. ::.

.::با روزي 2 ساعت كار ماهيانه مبلغ 900 هزار تومان دربياريد ::.

.::پسورد آی دی طرفتو تو ۱ دقيقه پيدا کن کاملا تضمينی ! ::.

.::کسب در آمد از اينترنت به همين آسونی ماهی چندين مليون تومان !‌ ::.

.:: چهار فیلم در یک سیدی اون هم 3000 تومن‌::.

.:: در این سایت عضو بشین وبه ازای هر کلیک 30 تومن بگیرین ::.

: آمار وبلاگ

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: با همکاری


.:: رشیدا ::.

عکسهای عاشقانه
بر سنگ قبرم بنویسید خسته  بود

اهل زمین نبود، نمازش شکسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید شیشه بود

تنها از این نظر که سراپا شکسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید پاک و بی گناه بود

چشمان او دائما از اشک شسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید این درخت

عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید کل عمر را

پشت دری که باز نمی شد نشسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید روزها

در انتظار عشقش نشسته بود...

یارو همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو  جگر گوشه ام از شیر بریدی هنوز من همان عاشق خونین جگرم


بر سنگ مزارم بنویسید آشفته دلی خقته در این خلوت و خاموش

بنویسید که زاده غم بود و از گرد جهان گشت فراموش

وقتی هوای نفس کشیدن کسی که دوسش داری خیلی ازت دوره...وقتی اسموناتون یکی نیست...وقتی نمیدونی دوستت داره یا نه ؟ وقتی نمیدونی کی می تونی ببینیش؟!!! و وقتی ام که می بینیش زبونت بند بیاد و فقط سرتو بندازی پایین...

و کلی حرفای دیگه که اگه ناگفته بمونن بهتره...

وقتی حتی الانم بغضی سنگین تو گلوت باشه...وقتی دلت بخواد دستاتو دراز کنی به سوی خدا و با تمام وجودت فریاد بزنی ولی به جای اون فقط همیشه مهر سکوت روی لبهات باشه...

وقتی ...

دعا کنید...خیلی زیاد دعام کنید...دعا کنید زودتر بمیرم تا از دست همه چی راحت بشم...خسته شدم...از زندگی...از بیشتر ادمای دنیام...

طعم بی معرفتی رو خیلی زیاد چشیدم...دیگه اعتمادمو از دست دادم...به هیچکسی نمیتونم اعتماد کنم... 

این نیز بگذرد...

دیگه برای افراد مورد اعتمادم عضو جدید نمی گیرم...تا همین جاش هم کلی ضربه خوردم...دیگه بسه...حس می کنم همه می خوان بهم کلک بزنن...دیگه از همه ی آدما بدم میاد...

الان که نوشتم حس می کنم سبک تر شدم ولی همچنان بغضم برای شکستنش در تلاشه...

فقط دعام کنید...دعام کنید بخوابم و دیگه بلند نشم...این برای من شده یه آرزو...


               

 

  داداشی باور کن که خیلی دوست دارم

خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت روی دیوار درختان دیدم باز هم خندیدم.

گفت:دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو داد.

انقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم با خود گفتم: بعدها وقتی باریدن بی وقفه درد سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنی دارد.

 

5 ساله بودم!

چوب کوچکی برداشتم وبه اندازه همه 5سالگی دایره ای کشیدم به دور خود ودر آن دایره کوچک زندانی شدم!

حالا 17ساله ام و هنوززندانی آن دایره
!


                      

عشق یعنی راه رفتن زیر باران
  عشق یعنی من می روم تو بمان

عشق یعنی آن روز وصال

  عشق یعنی بوسه ها در طوله سال

عشق یعنی پای معشوق سوختن

  عشق یعنی چشم را به در دوختن

 عشق یعنی جان می دهم در راه تو

  عشق یعنی دستانه من دستانه تو

عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو

  عشق یعنی می برم تا اوج تورو

عشق یعنی حرف من در نیمه شب

  عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب

عشق یعنی انقباظو انبصاط

  عشق یعنی درده من درده کتاب

عشق یعنی زندگیم وصله به توست

  عشق یعنی قلب من در دست توست

عشق یعنی عشقه من زیبای من

  عشق یعنی عزیزم دوستت دارم
 

 

باید دیوونگیهامو ببخشی٬ نگاه سرد چشمامو ببخشی

می دونم گاهی حرفام خیلی تلخه٬ بگو می تونی حرفامو ببخشی

 باید گاهی توچشمام خیره شی تا٬ ببینی تا چه حد غمگین وخسته ام

نمی دونم دخیل دلخوشیمو٬ به چشمای کدوم آیینه بستم

 یه دنیا خاطره تو کوله بارم٬ منو از زندگی مأیوس کرده

شبای بی چراغ زندگیمو٬ پر از تنهایی و کابوس کرده

 تو نور روشن روزای بعدی٬ همون روزایی که آیینه وارن

همون روزای خوشرنگ دل انگیز٬ که تو آغوششون پروانه دارن

 تو می تونی منو آشتی بدی با٬ شبای روشن ستاره بازی

تو می تونی کنار من بمونی٬ تو می تونی منو از نو بسازی

 تو می تونی با یه لبخند شیرین٬ بدیهای منو آسون ببخشی

می تونی به کویر خشک قلبم٬ تو به آهستگی بارون ببخشی

 

نقاشان خاطراتم یکی یکی بر میگردند. 

روزای خوبی دارم .. 



یاد اون روزا که شروع آشنائی بود ..شروع آشنائی همیشه جالبه ولی زود گذره ...


گفتمش : دل می خری ؟ 

برسید چند؟ 

گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! 

خنده کرد و دل زدستانم ربود 

تا به خود باز آمدم او رفته بود 

دل ز دستش روی خاک افتاده بود 

جای بایش روی دل جا مانده بود ......

اما همیشه هر شروعی پابانی هم داره .. پایان تلخی که هر روزش بد تر از مرگه ولی با گذشت زمان اون تلخی هم برات طعم شیرینی داره ،


می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ويرانه خويش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه خويش

می برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گناه

شستشويش دهم از لكه عشق

زينهمه خواهش بيجا و تباه

همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه

تجربه و خاطره و گذر عمر




وقتی به گذر عمرم نگاه میکنم می بینم که ..... کاش هنوز 15 سالم بود تا اشتباهاتم رو تکرار نمی کردم ولی اینم می دونم 5-6 ساله دیگه هم به میگم کاش 25 سالم بود تا اشتبا......
سالهاس که سنگینی گذر ثانیه ها روی دوشم حس میکنم 



وقتی به خودم فکر میکنم می بینم این ترانه ابی چقدر باهام صادقه 

مثله پروانه ای در مشت
چه آسون میشه ما رو کشت



اما خیلی وقته تصمیم گرفتم که به راحتی کشته نشم . 

به خاطره همین دیگه بوم خاطراتم رو روبروی نقاش نمی ذارم
تا به آرامی آغاز به مردنم کنم .

 

 

 

                        

 اگر شبي فانوس ِ نفسهاي من خاموش شد،
اگر به حجله آشنايي،
در حوالي ِ خيابان خاطره برخوردي
و عده اي به تو گفتند،
كبوترت در حسرت پر كشيدن پرپر زد!
تو حرفشان را باور نكن!
تمام اين سالها كنار ِ من بودي!
كنار دلتنگي ِ دفاترم!
در گلدان چيني ِ اتاقم!
در دلم...
تو با من نبودي و من با تو بودم!
مگر نه كه با هم بودن،
همين علاقه ساده سرودن فاصله است؟
من هم هر شب،
شعرهاي نو سروده باران و بسه را
براي تو خواندم!
هر شب، شب بخيري به تو گفتم 
و جواب ِ تو را،
از آنسوي سكوت ِ خوابهايم شنيدم!
تازه همين عكس ِ طاقچه نشين ِ تو،
همصحبت ِ تمام ِ دقايق تنهايي ِ من بود!
فرقي نداشت كه فاصله دستهامان
چند فانوس ِ ستاره باشد،
پس دلواپس ِ‌انزواي اين روزهاي من نشو،
اگر به حجله اي خيس
در حوالي ِ خيابان خاطره برخوردي!?

 

 


| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 توسط وحید | | ارسال به دوستان
شعرهای عاشقانه

اگر هنوز شب های بارونی یادت مونده باشه

برات قصه میگم...

نمی دونم شب های بی ستاره رو به یاد داری یا نه؟!

اما میخوام برات لالایی بگم...

میخوام اینقدر بنویسم٬ بخونم

تا بالاخره بگی دوستم داری...

فاصله بین ما رنگین کمانی است هفت رنگ...

تو شب ها زود می خوابی بدون لالایی...

من شب ها دیر می خوابم با اشک های مهتابی...

تو روزها می گی و می خندی...

من روزها می گریم و می نویسم...

یادته... یادته چقدر برات نوشتم تو فقط مال منی؟؟؟

یادته بهت گفته بودم وجودم برای تو؟؟؟

یادته چقدر برات نامه نوشتم؟؟؟

نگو... نگو که یادت نمیاد...

تو خودت بودی که می گفتی

شب های بی انتهای عشق را نباید فراموش کنی...

نباید بری و من رو برای همیشه فراموش کنی...

قصه بگم یا نگم؛ برام نمی خونی!!!...

بگم یا نگم دوستت دارم؛ برام نمی مونی!!!...

بگم دلم برای تو٬ فدای تو؛ دوستم نداری!!!...

اما این بار نوشتم که بگم:

چشم هایم برای تو........

 

دیگه نمی گم دوست دارم می خوام اینو خوب بدونی

حالا که تو هم دروغ میگی دیگه نمی خوام بمونی

چطوری اخه باز می تونی نگاه کنی توی چشهام

بگی که بی من میمیری و بازم بخندی به حرفهام

بدون جای انگشتهای تو مونده هنوز رو گونه هام

نامه هایی که خونده بودی خیس بود از اشک گونه هام

تو اسمون ستاره هامونو کنار هم دیدیم

اما نامرذی روزگارو هرگز جلوی چشمامون ندیدیم

از عشق به جز دل تنگی و غم دیگه چیزی ندیدم

من عاشق سپیده بودم  اما به شب رسیدم

ببین عشق تو داره جوونیمو میگیره

برو ولی بدون اون روزها هرگز از یادم نمیره

واسه اینکه از تو دورم به تو مدیونم

واسه کشتنِ غرورم به تو مدیونم

تو که حرمتو شکستی

پای عهدت ننشستی

گرچه بازم، تو نیازم، لحظه هامو بَد می بازم

به تو مدیونم...

واسه این چشای خیسم، به تو مدیونم

این که از غم می نویسم، به تو مدیونم

این که بی جونم و سردم،

این که بی روحم و زردم،

پیِ آرامشی که بُردی و من پِیِش می گردم

به تو مدیونم، به تو مدیونم، به تو مدیونم

به تو مدیونم غرورمو شکستی عین شیشه

به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه

به تو مدیونم منو دادی به این بها، بهانه

به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

به تو مدیونم شکستی حرمتِ شب و من و ماه

به تو مدیونم کم آوردی و رفتی اولِ راه

به تو مدیونم عزیزم واسه این حالِ مریضم

اگه مثلِ برجِ سنگی جلویِ چشات می ریزم

به تو مدیونم، به تو مدیونم، به تو مدیونم

به تو مدیونم و دِینَمو ادا می کنم حتما

نِشونِت میدم چه رنجی داره هر چی کردی با من

واسه این که تو خجالتِ محبتات نمونم

جونمم میدم و می بینی پایِ حرفمم می مونم

....

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني

**************

تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر

**************

به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد

**************

1)صميمانه به مردم اظهار علاقه کنيد تا شما را دوست بدارند. 2) اگر شخصي در قلب خود به رفيقش احساس علاقه نمود بايد به او بگويد و او را از علاقه خود مطلع سازد. 3)خوشرويي وتبسم کينه توزي را از بين مي برد

**************

در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم

**************

این چه امد نی است که بعد از تولد باید انتظا ر مرگ را کشید. نفرین بر این زندگی


**************

بغضم چه بیهوده در لابه لای قطره های باران پنهان می شود و من چه عمیق فکر میکنم که درختان ایستاده دعا میخوانند...

**************

كاش كسي بود امشب با من كمي قدم ميزد... كمي شعر ميخواند و كمي حرف ميزد.. و من برايش درد و دل مي كردم و برايش اشك مي ريختم.. كاش كسي بود امشب و من برايش چاي ميريختم و او با لبخندي و نگاهي برايم دست تكان ميداد.... كاش كسي بود امشب...

**************

هنوز گریه هات یواش یواشه هنوزم شوق دیدن سرجاشه هنوز قصه همونه که همونه آره آخرشو تقدیر می دونه بذار تا روی مهتاب پا بذارم می خواستم عشقو اونجا جا بزارم فرار از سکوت این ستاره که نور خوب چشماتو نداره نوشتم باز یک لب بسته نامه که عشقت آخرین حرف لبامه

**************

مرگ سهم ماست می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد آه او آشناست می دانم

**************

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست


**************

بین ما فاصله ای نیست بجز فراموشی... تو را به یاد خواهم آورد... تو را به یاد خواهم داشت... تو را هر شب در رویاهایم تکرار خواهم کرد... و هر روز صبح که بر می خیزم... گوشه ی لبم لبخندست... بین من و تو رازهای نگفته ایست... که هرگز به کلام نخواهم آلود...

**************

 

پروردگارا!
به من آرامش ده

تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.

بر سنگ مزارم بنویسید تا آخر عمر پشت دری که باز نمیشد نشسته بود

 

| +| نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط وحید | | ارسال به دوستان



بهترین عکسها و شعرهای عاشقانه
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime-> |


Powered By
BLOGFA.COM